از پی دیدن او دادن جان کار من است
از قدیم مرسوم بود که برای رسید به خواسته ها چلّه می گرفتن و این راهی بود برای رسیدن..
از دهم محرم سال 61 هجری بازماندگان یک حادثه بعد از دیدن اتفاقات یک صبح تا غروب و همچنین اتفاقاتی که پس از آن افتاد هر کدام چلّه ای برای خودگرفتند و بعضی ها هم عمرشان قد نداد برای چلّه..
بارز ترین آن داستان خواهری است که جانش را به کف گرفت از آن زمان که با چشمان خودش دید که جانش می رود..
حال فرض کنید که او می رود دامن کشان.. و او نیز زهر تنهایی چشان..
از مسیر نگویم که..
خواهر می رسد به برادرش بعد از چلّه ای..
راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست..
از آن پس درسی شد برای جهان که راه و رسم عاشقی را بدانند و در این راه قدم بگذارند..
بی سبب نیست که دل های عاشقان در پی این عشق بی قرار است..
کار ساده ای نیست مسیر نجف تا کربلا را پیاده طی کردن..
کار ساده ای نبود کار خواهر در کاروان اسرا.. ای ساربان آهسته تر..
این خیل چند میلیونی که از در این راه قدم می گذارند هر کدامشان را که بپرسی دلیلی دارند محکم تر از پولاد در جهت اثبات عشقشان..
هرکدام از یک نژاد و شهر و کشور و فرهنگ.. دیگر مپرس از من نشان.. اما همه یک دل، به یک راه قدم می گذارند..
عده ای می آیند در این راه و عده ای دیگر نیز رسم مهمان نوازی پیشه می کنند در پذیرایی از میهمانان عشقشان..
به هر روی هرکس در این راه به دنبال اثبات خویشتن است برای عشقی که داعیه ی آن را دارد و همه با هم همدل.
حالا هرچه قدر می خواهند بگویند که خطر ناک است و احتمال بمب گذاری وجود دارد و فلان گروهک تکفیری تهدید کرده.. در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی..
هرچه می خواهد باشد، کاری نداریم به این کارها.. دیگر از خار مغیلان و نامردمان سال 61 هجری که بدتر نیستند که به گوشواره دخترکی هم رحم نمی کردند؟!..
حالا از سختی راه بگویید.. عاشق را چه به سختی راه؟! ما راه و کار را از خواهری یاد گرفته ایم که پس از همه ی مصیبت ها و بی حرمتی ها، آنجا که آن ملعون از ایشان پرسید که کربلا را چگونه دیدی؟ پاسخی جز زیبایی نداد.. (ما رأیت إلّا جمیلا) ما دیگر چه پاسخی داریم بدهیم؟!
عاشقان همه دل در دل ندارند برای رفتن به میعادگاه شان، هرکس به نوعی در تلاش است برای رسیدن..
مسیر را پیاده طی می کنند.. چه قدر چشم که انتظار دیدن چنین راهی را داشته و چه قدر دل که آرزوی رسیدن به چنین راهی..
اینان عاشقانی هستند که بدون دیدن یار، عاشق شده اند، بر اساس شنیده هایشان.. ورنه که بودند مردمانی که چشم در چشم امام شان خنجر کشیدند تا نور را خاموش کنند ولی زهی تصور باطل..
به خیال خود سعی داشتند تا حق را نابود کنند اما شد آنچه شد! حالا با گذشت بیش از هزار سال مردمانی آمدند در این راه که ثابت قدم اند. تجمع میلیونی اربعین گواه این مدعا است..
خون های به ناحق ریخته جوانه ای زده است که إن شاء الله به ظهور منجی این خانواده ختم می شود.
* عازم سفرم..
* دعایم کنید.
"حق"